ضرورت توجه به فاعل حقيقي

1401/09/01 09:18
فصل قبل

 

در اينجا اين سؤال مطرح ميشود که توجه به فاعل حقيقي و ذکر آن در کلاس درس چه ضرورتي دارد و چرا بايد به فاعل حقيقي توجه نمود؟ بايد گفت که اين امر فوايد بسيار زيادي دارد که عبارتاند از:

تقويت ايمان

ميتوان گفت مهمترين فايده توجه به فاعل حقيقي (و اثبات آن) تقويت ايمان در دانشجويان است؛ چرا که دانشجويان در سني قرار دارند که هنوز باورهاي آنها بهطور کامل شکل نگرفته است و به همه مسائل ازجمله سؤالهاي ديني، ذهني پرسشگر و حقيقتجو دارند. ذکر مثالها و مصداقهاي مختلف از شگفتيهاي آفرينش و توجه دادن آنها به فاعليت خداوند، باعث تقويت ايمان و خداباوري در آنها ميشود. و چهبسا ايماني که از اين طريق بدست ميآيد، بسيار عميقتر از چيزي باشد که در کلاسهاي معارف تدريس ميگردد. چرا که دانشجويان از زبان يک استاد علوم طبيعي يا مانند آن معارف ديني را دريافت مي کنند که نگاهش به علم و شناخت طبيعت، نگاهي به عنوان کشف خلقت الهي است و اين تاثيري دوچندان دارد.

قرآن کريم نيز در آيه 28 سوره فاطر، ايمان و خشوع واقعي را مختص دانشمندان ميداند. جالب است که اين آيه در ادامه آيهاي آمده است که به بيان شگفتيها و نظم موجود در عالم ميپردازد و نشان ميدهد منظور از علماء، دانشمنداني هستند که در اين علوم به تحقيق ميپردازند.

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَ مِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَ غَرَابِيبُ سُودٌ * و َمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کذَلِک إِنَّمَا يَخْشَي اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُور[1]؛ آيا نديدهاي که خدا از آسمان آبي فرود آورد و به [وسيله] آن ميوههايي که رنگهاي آنها گوناگون است بيرون آورديم و از برخي کوهها، راهها [و رگهها]ي سپيد و گلگون به رنگهاي مختلف و سياه پررنگ [آفريديم] * و از مردمان و جانوران و دامها که رنگهايشان همانگونه مختلف است [پديد آورديم] از بندگان خدا تنها داناياناند که از او ميترسند. آري خدا ارجمند آمرزنده است.»

ذکر و ياد خداوند

توجه به فاعل حقيقي درواقع همان ذکر و ياد خدا است. ذکر خداوند جايگاه بسيار بالايي در بين عبادتها دارد و تنها عبادتي است که حدي براي آن در نظر گرفته نشده است. بهگونهاي که براي عبادتهاي ديگر مانند نماز، روزه و... حد مشخص و مقدار آن تعيين شده است؛ اما براي ذکر خداوند، حدي مشخص نشده است. در قرآن کريم آمده : «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِيرًا[2] ؛ اي کساني که ايمان آوردهايد خدا را بسيار ياد کنيد.»

اهميت ذکر و ياد خداوند به حدي است که توصيه شده است، انسان در هر حالتي که هست به ياد خدا باشد. در آيه 191 سوره آلعمران درباره خردمندان گفته شده است: «الَّذِينَ يذْکُرُونَ اللَّهَ قِيامًا وَ قُعُودًا وَ عَلَي جُنُوبِهِمْ؛ همانها که خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد ميکنند.»[3]

همچنين از امام صادق g منقول است: «حضرت موسي به خداوند عرضه کرد: بعضياوقات حالاتي بر من ميگذرد که شرم دارم در آن حالات تو را ياد کنم. خطاب آمد: «اي موسي «اُذکُرُني عَلي کُلِّ حال» در هر حالي که هستي خدا را ياد کن.»[4] اين مطلب اهميت توجه به فاعل حقيقي را در تمام اوقات، ازجمله در کلاس درس و به هنگام بيان مطالب درسي نشان ميدهد.

ذکر و ياد خدا آثار و فوايد زيادي دارد. يکي از اين آثار آرامش و اطمينان قلب است، بهطوريکه ياد خدا انسان را از افسردگي و پريشاني نجات ميدهد. خداوند در قرآن ميفرمايد: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب[5] ؛ بدانيد که تنها با ياد خدا است که دلها آرام ميگيرد.»

دوري از شرک

همانطور که ميدانيم بر طبق توحيد افعالي تمام اموري که در عالم انجام ميشود، هرچند در ظاهرً به وسيله اسباب و علل مادي صورت ميپذيرد؛ اما فاعل حقيقي آن خداوند متعال است؛ بهطوريکه انسان مؤمن بايد به اين حقيقت باور داشته باشد که «لا مُوَثِّرَ فِي الوُجودِ الّا الله» يعني هيچ مؤثري در عالم جز خداوند وجود ندارد. اهميت اين مطلب بهاندازهاي است که اگر کسي اعتقادي بهجز اين داشته باشد و امور مادّي را نيز مستقلاً و بدون وابستگي به خداوند، مؤثر در عالم بداند، براي خدا شريک قائل شده و مرتکب گناهي ميشود که به فرموده قرآن گناهي عظيم بوده و تنها گناهي است که بخشيده نميشود. اين گناه شرک است و خداوند درباره آن در سوره نساء ميفرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَکَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ يَشَاءُ وَ مَنْ يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَي إِثْمًا عَظِيمًا[6]؛ مسلماً خدا اين را که به او شرک ورزيده شود، نميبخشايد و غيراز آن را براي هر که بخواهد (و شايسته بداند) ميبخشايد و هر کس به خدا شرک ورزد، بهيقين گناهي بزرگ مرتکب شده است.»

 

 


[1]. فاطر، آيات 27 و 28.

 

[2]. احزاب،41.

 

[3]. جالب است که در ادامه اين آيه گفته شده است که اينها در خلقت آسمانها و زمين ميانديشند و در آيه قبل از آيه نيز گفته شده است که اين افراد کساني هستند که آسمانها و زمين براي آنها نشانه است. از اين مطلب ميتوان فهميد که نتيجه تفکر در مخلوقات خداوند ذکر و ياد خداست. «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ* الَّذِينَ يَذْکُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَ عَلَي جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَکَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ و َالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ » آل عمران190-191.

 

[4]. منتخب ميزان الحکمه با ترجمه فارسي، ص301.

 

[5]. رعد: 28.

 

[6]. نساء: 48.

 

فصل بعد