مطالعه بيشتر

1401/09/16 15:40
فصل قبل

 

سؤال: گفته شد که کاربرد علم بايد هماهنگ با خلقت و تکوين الهي باشد؛ يعني انسان بايد خود را با آفرينش هماهنگ نمايد؛ اما از سوي ديگر خداوند در قرآن ميفرمايد: ما عالم را مسخّر و در اختيار انسان قرار داديم؛ يعني انسان ميتواند طبيعت را با خود هماهنگ نمايد. آيا اين دو گزاره تناقض ندارند؟ بالاخره آيا انسان بايد طبيعت را با خود هماهنگ کند يا خود را با طبيعت هماهنگ نمايد؟ آيا مسخّر بودن عالم براي انسان با لزوم هماهنگي علم و فناوري، با خلقت و تکوين منافات دارد؟

خير. اگر معناي تسخير را بدانيم، اين شبهه برطرف ميشود. چون تسخير به معناي رام کردن، فرمانبردار کردن[1] و مقهورگردانيدن کسي يا چيزي[2] و نيز تکليف بر انجام دادن کاري بدون اجرت[3] است. برخي گفتهاند: تسخير يعني مقهور ساختن فاعل به فعلش؛ بهطوري که فاعل مطابق خواسته تسخير کننده کار کند[4]؛ اما نکته اين است که وقتي قرآن ميفرمايد:

«وَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ ...»[5]؛ «آن چه در زمين و آسمان است همه را براي شما مسخر کرده است ...»

تسخير کننده را خدا ميداند، نه انسان؛ يعني عالَم تابع اراده خدا است. بنابر اين، همه موجودات، مسخّر فرمان خدا در طريق سود انسانها هستند، خواه مسخّرِ فرمان انسان باشند يا نه، و به اين ترتيب لام در «لکم» به اصطلاح لام منفعت است.[6]

به عبارت ديگر معناي آنچه در آسمانها و زمين براي انسان تسخير است، اين است که اجزاء عالم ماده همه بر طبق يک نظام جريان دارد و نظامي واحد بر همه آنها حاکم است و بعضي را به بعضي ديگر مرتبط، و همه را با انسان مربوط و متصل ميسازد. در نتيجه انسان در زندگي خود از همه موجودات بهره مند ميشود، و روزبهروز دامنه انتفاع و بهرهگيريِ جوامع بشري از موجودات زميني و آسماني گسترش مييابد. آنها را از جهات گوناگون واسطه رسيدن به اغراض خود، يعني مزاياي حياتي خويش قرار ميدهد؛ پس به همين جهت تمامي اين موجودات مسخر انسانند.[7]

تسخير جهان براي انسان بدين معنا نيست که انسان آن را به فرمان خود درآورده، بر نظام آفرينش طوري حکومت کند که بتواند اصول حاکم بر آن را تغيير دهد؛ بلکه او تنها ميتواند در محدوده نظام موجود، آسمان و زمين را براي هدف صحيح خويش وسيله قرار داده و در خدمت خود درآورد. در نظامي که ناظم آن خداوند است، بينظمي راه ندارد و اين نظام با حفظ اين شرايط در طول اراده الهي در اختيار انسان است.[8] پس، نهتنها مسخّر بودن عالَم براي انسان با لزوم هماهنگي علم و فناوري، با خلقت و تکوين منافات ندارد؛ بلکه مؤيد آن هم ميتواند باشد

 

 


[1]. لغت نامه، ج 4، ص 5882، «تسخير».

 

[2]. الصحاح، ج 2، ص 680؛ لسان العرب، ج 6، ص 203، «سخر».

 

[3]. لسانالعرب، ج 6، ص 203؛ النهايه، ج 2، ص 350، «سخر».

 

[4]. الميزان، ج 16، ص 229.

 

[5]. جاثيه، آيه 13.

 

[6]. تفسير نمونه، ج 17، ص 64.

 

[7].  ترجمه تفسير الميزان، ج 18، ص 246.

 

[8]. الميزان، ج 16، ص 228 ـ 229؛ تسنيم، ج 2، ص 614 ـ 615.

 

فصل بعد